تقديم به كساني كه قلب كوچكشان هميشه دريايي ست ....
كاشكي در كوچه هاي كودكي گم مي شدم
هم صداي قاصدكهاي تكلم مي شدم
مي نشستم زير آواز سپيد چلچله
بار ديگر خيس باران ترنم مي شدم
زندگي را مي دويدم تا فراسوي اميد
تا كه در چشم تماشا يك توهم مي شدم
آرزو مي چيدم از رنگين كمان شاپرك
ناگهان در جنگل پروانه ها گم مي شدم
مي تكاندم غم غبار اشك را از چشم دل
مهربان هم بازي عشق و تبسم مي شدم
كوچ مي كردم از اين تنهايي خاكستري
بي ريا همسايه لبخند مردم مي شدم
كودكي آن سوي حسرت چشم در راه من است
كاشكي در كوچه هاي كودكي گم مي شدم

بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب...
بوسه يعني مستي از مشروب عشق...
بوسه يعني لذت دل دادگي...
لذت از شب . لذت از ديوانگي...
بوسه يعني حس خوبه طعم عشق...
طعم شيريني به رنگ سادگي...
بوسه يعني آغازي براي ما شدن...
لحظه ي با دلبري تنها شدن...
بوسه سرفصله کتاب عاشقي...
بوسه رمز وارد دلها شدن...
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان...
بوسه يعني عشق من با من بمان...![]()



٫
